تهران ساعت 4 صبح

متن مرتبط با «چهار» در سایت تهران ساعت 4 صبح نوشته شده است

با لبخند ساعت چهار صبح

  • نیلوبلاگ

    خاطره شاید بامزه ترین تصویریه که توی دنیا وجود داره.چه خوبش و چه بدش...تنها زمانی که وجود داره همون لحظه ایه که با زمان مماس میشی یعنی اکنون ....گذشته شاید بیشتر وقتها دردناک باشهxa0 چون دست و پا زدن هاتو برای زنده بودن باز میبینی اونجایی که بخودت زخمxa0زدی xa0یا به دیگران اونجا که نوازش منفی رو به بی نوازشی ترجیح دادی و اونجا که فکر میکنی دوست xa0داشتی و دوست داشته شدی ولی وقتی مثل یه فیلم نگاهش کنی بی هیچ حسی و فقط یک شاهد باشی بیشتر وقتها دوست داری قهقهه بزنی ....هم شادیش خنده دار ه و هم از ...

    ادامه مطلب
  • سی و چهار سالگی !

  • نیلوبلاگ

    انگار بند ناف منو تو یوسف آباد بریدن بیست ساله هر وری میرم بازم میرسم به یوسف آباد البته این بیست سالیه که خودم تنهایی گیر کردم توش با خانواده و دوستانش بمونه xa0؛ امروزم یوسف آباد بودم xa0مثل شنبه های قبل ، از کوچه نهمشم رد شدم . خیلی وقت بود کوچه نهم فقط کوچه نهم بود ، امروز xa0یجور دیگه رد شدم ازش ولی .هم بیخیال بودم هم خنده رو لبم بود هم یجورایی از تو عصبانی بودم هم از خودم عصبانی بودم هم بخودم ایول گفتم هم xa0جای پارکینگ نبود هم تابلوها سرجاش بود xa0هم...خلاصه چند ثانیه گذر از کوچه نهم امرو...

    ادامه مطلب
  • با لبخند ساعت چهار صبح

  • نیلوبلاگ

    خاطره شاید بامزه ترین تصویریه که توی دنیا وجود داره.چه خوبش و چه بدش...تنها زمانی که وجود داره همون لحظه ایه که با زمان مماس میشی یعنی اکنون ....گذشته شاید بیشتر وقتها دردناک باشهxa0 چون دست و پا زدن هاتو برای زنده بودن باز میبینی اونجایی که بخودت زخمxa0زدی xa0یا به دیگران اونجا که نوازش منفی رو به بی نوازشی ترجیح دادی و اونجا که فکر میکنی دوست xa0داشتی و دوست داشته شدی ولی وقتی مثل یه فیلم نگاهش کنی بی هیچ حسی و فقط یک شاهد باشی بیشتر وقتها دوست داری قهقهه بزنی ....هم شادیش خنده دار ه و هم از...

    ادامه مطلب
  • سی و چهار سالگی !

  • نیلوبلاگ

    انگار بند ناف منو تو یوسف آباد بریدن بیست ساله هر وری میرم بازم میرسم به یوسف آباد البته این بیست سالیه که خودم تنهایی گیر کردم توش با خانواده و دوستانش بمونه xa0؛ امروزم یوسف آباد بودم xa0مثل شنبه های قبل ، از کوچه نهمشم رد شدم . خیلی وقت بود کوچه نهم فقط کوچه نهم بود ، امروز xa0یجور دیگه رد شدم ازش ولی .هم بیخیال بودم هم خنده رو لبم بود هم یجورایی از تو عصبانی بودم هم از خودم عصبانی بودم هم بخودم ایول گفتم هم xa0جای پارکینگ نبود هم تابلوها سرجاش بود xa0هم...خلاصه چند ثانیه گذر از کوچه نهم امرو...

    ادامه مطلب