تنها زمانی که وجود داره همون لحظه ایه که با زمان مماس میشی یعنی اکنون ....گذشته شاید بیشتر وقتها دردناک باشه چون دست و پا زدن هاتو برای زنده بودن باز میبینی اونجایی که بخودت زخم زدی یا به دیگران اونجا که نوازش منفی رو به بی نوازشی ترجیح دادی و اونجا که فکر میکنی دوست داشتی و دوست داشته شدی ولی وقتی مثل یه فیلم نگاهش کنی بی هیچ حسی و فقط یک شاهد باشی بیشتر وقتها دوست داری قهقهه بزنی ....هم شادیش خنده دار ه و هم از دست دادن و عزا و مرگش....و بعد از یه مرور میفهمی دیگه بجای خاطره درست کردن زندگی کنی بی هیچ قانون و ترسی هم برای خودت و هم برای دیگران ...زندگی بودن توی یک تصویر ذهنیه که خودمون ساختیم.....مثل یک حباب کافیه خودتو ببینی و یه فوت....یک وهم که ما بهش می گیم fantasm
با لبخند ساعت چهار صبح
تهران ساعت 4 صبح...
ما را در سایت تهران ساعت 4 صبح دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 83