خرید بک لینک

شب ، در گریز اسب سیاه یك صف درخت باقی می ماند در چهار كهكشان نعل یك صف درخت بی شیهه می گذشت رگ بریده ، دهان باز كرده و ریخت افق دراز دراز دراز لخته لخته ،‌ دراز مذاب زنی در اصطكاك تاریكی به شكل تازه ای از شب رسید ستاره ای رسیده ، در ته خود چكه كرد صدایی ، از سرعت پرسید كجا ؟ كجا ؟اما جواب ، گذشتن بود و در گریز اسب سیاه سرعت پیاده می رفت سرعت ، ‌صف درخت بود كه می ماند    

برچسب: نویسنده: نیکان زمانی تاريخ: جمعه 21 آذر 1404 ساعت: 3:26

صفحه بندی